احمد بهشتى

430

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

زيرا بر خلاف مصلحت است . مگر اين‌كه او ثابت كند كه براى حفظ جان شرب خمر برايش مصلحت داشته و جايز ، بلكه واجب بوده است . اگر مردى با زنى هم‌بستر شود ، مورد مؤاخذه واقع مىشود ؛ زيرا بايد ثابت كند كه شرعا و قانونا مالك بضع بوده است و اگر نبوده ، مجازات مىشود . براى همين است كه از فعل خدا پرسيده نمىشود ، زيرا فعل او عين قانون است ، نه تابع قانون و عين مصلحت است ، نه وابسته و تابع مصلحت و او مالك مطلق همهء امور است كه لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . « 1 » عدم پرسش به اين معنا نيست كه فعل خداوند ، مطلقا معلّل به اغراض و غايات نيست و بيهوده است ؛ بلكه فعل نخستين او معلّل به غرض و غايتى است كه عين ذات است و افعال ثانوى او هم معلّل به اغراض و غايات ثانوى است و در عين‌حال ، همهء اين اغراض و غايات ، بازگشت مىكنند به ذات بىمانند او و براى همين است كه سلسلهء طولى فاعل‌ها منتهى مىشود به ذات او و او فاعل همهء فاعل‌ها و مبدأ همهء مبادى است . هم‌چنين سلسله طولى اغراض و غايات ، منتهى مىشود به ذات بىمثال او و او غرض همهء اغراض و غايت همهء غايات است . عقلاى عالم فلسفهء وجودى و غايات بسيارى از اشيا را مىشناسند و اگر نشناسند ، حكم به قصور عقل خود مىكنند ، نه غايت نداشتن اشيا . قرآن كريم هم به غايت‌مندى نظام آفرينش حكم كرده و هم غايات بسيارى از افعال خداوند را برشمرده است . بنابراين ، سؤال از اغراض و غايات افعال خداوند ، اگر براى فهميدن است ، معقول و اگر براى مؤاخذه است ، نامعقول است .

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 184 .